X
تبلیغات
رایتل
نتوان گفت
نتوان گفت که این قافله وا می ماند
خسته و خفته از این خیل جدا می ماند
این رهی نیست که از خاطره اش یاد کنی
این سفر همره تاریخ به جا می ماند
دانه و دام در این راه فراوان اما
مرغ دل سیر ز هر دام رها می ماند
می رسیم آخر و افسانه ی وا ماندن ما
همچو داغی به دل حادثه ها می ماند
بی صداتر ز سکوتیم ولی گاه خروش
نعره ماست که در گوش شما می ماند
بروید ای دلتان نیمه که در شیوه ما
مرد با هرچه ستم هر چه بلا می ماند

ارسال شده در: پنج‌شنبه 12 بهمن‌ماه سال 1385 ، ساعت06:39 ب.ظ
نسخه قابل چاپ